چت من با “اون يكي”

 

اون يكي: سلام
من: سلام
اون يكي: آقا به نظر شما اين اوضاع بد اقتصادي آخرش چي ميشه؟ دلار داره همينطوري ميره بالا. به سه برابر قيمت قبل رسيده. هيچ صنفي كالا توي انبار يا توي گمرك يا توي سفارش نداره. چي ميشه آخرش؟
من: هيچي نميشه. همين اوضاع ادامه پيدا ميكنه. دلار برسه به صدهزار تومن هم چيزي نميشه، مردم فقير و فقيرتر ميشن، ديگه ديدن خيلي جاها ميشه آرزو، و خوردن خيلي چيزا براي اغلب مردم ميشه حسرت، و در نهايت ما ميشيم مثل كشورهايي كه توي تلوزيون نشون ميده، هيچي ندارن و همه جا خاكيه
اون يكي: نه بابا. فكر نكنم اونطوري بشه، مردم اين فشار رو نميتونن تحمل كنن. دليل حرف شما چيه كه اينو ميگيد؟
من: دليلم اينه كه تعداد جُك هاي دلار بيشتر از اعلام ناراحتي هاي اين موضوعه. شما هم سخت نگير. سه ماهه كه همه مسئولين به هم ميگن از روند كنوني ناراضي اند. دولت از بانك مركزي شاكيه. بانك مركزي از آقازاده هاي دولت. قوه قضاييه از رانت. مردم از قوه قضاييه.
مجلس از دولت. دولت از دختر و داماد نماينده مجلس….
اون يكي: توصيه شما توي اين شرايط چيه؟
من: من توصيه م رو چند ماه قبل گفتم. اون موقع گفتم سرمايه تون رو به دلار تبديل كنيد و محكم بچسبيد، هر وقت شرايط آروم شد دوباره شروع كنيد، يا اگر موج سواري بلديد، شيرجه بزنيد روي موج…
مهدي ميررفيع